روز سی خرداد در تاریخ سیاسی ایران همواره با پایان مبارزه خشونت پرهیز و آغاز جنگ مسلحانه سازمان مجاهدین رقم خورده و برای خود این سازمان مهمترین نقطه تاریخی آن میباشد. فراسوی دیدگاههای گوناگون گروهها و احزاب موافق و مخالف این مبارزه مسلحانه و همچنین همگرا و یا در تضاد با سازمان مجاهدین در این روز همه ساله سازمان به برگزاری بزرگترین تجمع سالانه خود اقدام میکند و بدون استثنا این روند ادامه داشته و همواره با حضور شخصیتهای مختلف سیاسی از سراسر جهان و رهبران بالای مجاهدین برگزار میشود.
مجاهدین همواره با برخورداری از بالاترین امکانات یک سازمان سیاسی تبعیدی در خارج، از این گردهمایی ها بعنوان تکیه گاه سیاسی و مردمی خود در مذاکرات دیپلماتیک با کشورهای دیگر بهره جسته و برای رژیم جمهوری اسلامی دردسرساز بوده اند. طبیعی است که رژیم جنایتکار آخوندی با تمام قوا برای اخلال در این گردهمایی ها و جلوگیری از برگزاری آن کوشیده(اقدام به بمبگذاری دیپلمات-تروریست رژیم اسدالله اسدی) و خواهد کوشید.
امسال اما رژیم با بستن تنگه هرمز و فشار بر روی کشورهای اروپایی و امریکایی دست بازتری برای اعمال نفوذ و جلوگیری از این گردهمایی داشت. آنها با زیر فشار قراردادن دولت فرانسه از طریق باجگیری دریایی و ممانعت از حرکت کشتی های فرانسوی خواستار ممنوعیت برگزاری این گردهمایی شدند و دولت فرانسه به بهانه واهی تهدید بمبگذاری در تظاهرات تسلیم و برگزاری این گردهمایی، که از ماهها پیش برنامهریزی شده و اجازه رسمی پلیس نیز به مجاهدین ابلاغ شده بود، لغو گردید.
رژیم جمهوری اسلامی که غرق در شادی و جشن پیروزی شد و هرگز به فکرش نمیرسید که ورق به ضررش برگردد، با صحنه ایی بسیار غافلگیرکننده روبرو گردید.
این بار اما یکباره گروهها و احزاب دیگر سیاسی، حتی
گروههایی که با مجاهدین زاویه زیادی داشتند، با صراحت این عمل ضد دمکراتیک دولت فرانسه را قویا و شدیدا محکوم کردند.
این اتفاق برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران افتاد و نشانه درک و بلوغ بالای سیاسی مبارزان راه آزادی و دمکراسی بود. آنها برخلاف انتظار رژیم نه تنها از عدم برگزاری این گردهمایی خوشحال نشدند بلکه با محکوم کردن یک گردهمایی کاملا قانونی در یک کشور دمکراتیک به دفاع از آرمانهای خود و یکی از مهمترین اصول آن یعنی آزادی تجمعات پرداختند. این درجه از هوش و ذکاوت و درک درست از آزادی نه تنها آنها را از سایر جریانات سیاسی متمایز نمود، بلکه نشان داد که آنها براستی هم آزادی را خوب میشناسند و هم به احترام آزادی بدون مخدوش کردن مرزهای سیاسی خود تا چه درجه ایی پیش میروند. این اولین بار در تاریخ مبارزاتی و سیاسی در ایران بود که تمامی این گروهها درک کرده بودند، همبستگی ملی و گذر از این رژیم خون آشامان تنها با اقدامات عملی و پایبندی به اصول دمکراسی امکانپذیر میشود. این گروههای سیاسی با این کار بزرگ خود ثابت کردند که خودکامگی و فاشیسم در ایران آینده ابدا جایی نداشته و آنها دیگر اشتباه فاحش و خطرناک سال ۵۷ را تکرار نخواهند کرد، حذف سیاسی مخالفان با بهره جویی از ابزار غیردمکراتیک با آنها ممکن نیست. این اشتباه و پذیرفتن و سکوت در برابر اعدام مخالفان سیاسی بدون دادگاههای ذیصلاح و یا سکوت در برابر شعارهای ضد زن و فاشیستی
<< یا روسری یا توسری >>
حاصلی جز قدرت گرفتن دیکتاتور و فاجعه ۴۷ ساله جمهوری اسلامی نخواهد داشت. آنها با آگاهی کامل و اشراف به شرایط سیاسی کنونی و شناخت صحیح از تشکیل یک ائتلاف بزرگ جمهوریخواهان بر پایه موازین واقعی آزادی و دمکراسی این کار زشت و غیردمکراتیک دولت فرانسه را محکوم نموده و تمام قد و آگاهانه کنار مجاهدین ایستادند، تا به کشور مهد دمکراسی درس پایبندی به اصول دمکراسی را بدهند. این درجه از شناخت و پایبندی به موازین دمکراسی در میان گروههای سیاسی نه تنها مایه افتخار بلکه محکمترین سنگ زیربنایی یک حکومت دمکراتیک در آینده ایران میباشد. انها بخوبی درک کردند که اگر آنها امروز در برابر این معامله دولتها با قاتلان مردم ایران سکوت کنند (مانند سال ۵۷) فردا این طناب بر گردن خود آنها خواهد افتاد. مهمترین پیام این محکومیت ها یک چیز است که رژیم بخوبی فهمید و آن را از امروز در معادلات خود خواهد گنجانید، اگر رژیم از امروز به هر کدام از ما حمله کند، با همه ما طرف خواهد بود و ما همه برای آزادی در کنار هم ایستاده ایم.
این نقطه عطف مبارزه آزاديخواهان کشورمان و ایجاد یک سنگر بزرگ جمهوریخواهان را به مردم ايران شادباش میگویم.
اگر با هم یکی نشیم
یکی یکی کشته میشیم.
آزادی
آزادی
آزادی
دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵
مهرداد پوشایی


0 Comments