راه سرنگونی؟

جمهوریت حاکمیت مردم قانون‌مداری عدالت اجتماعی برابری حقوقی حقوق بشر کرامت انسانی آزادی‌های مدنی دموکراسی مشارکتی پاسخگویی سیاسی شفافیت حکمرانی تفکیک قوا جامعه مدنی همبستگی اجتماعی برابری فرصت‌ها عدالت توزیعی حق تعیین سرنوشت صلح و مدارا مسئولیت‌پذیری عمومی توسعه پایدار عدالت قضایی استقلال قوه قضائیه حقوق شهروندی آزادی بیان آزادی تشکل‌ها انتخابات آزاد نظارت مردمی مبارزه با فساد توزیع عادلانه ثروت امنیت اجتماعی برابری جنسیتی حمایت از اقلیت‌ها حقوق کار و کارگر رفاه عمومی آموزش برابر دسترسی عادلانه به خدمات حکمرانی عادلانه اخلاق سیاسی گفت‌وگوی اجتماعی انسجام ملی جمهوریت حاکمیت مردم قانون‌مداری عدالت اجتماعی برابری حقوقی حقوق بشر کرامت انسانی آزادی‌های مدنی دموکراسی مشارکتی پاسخگویی سیاسی شفافیت حکمرانی تفکیک قوا جامعه مدنی همبستگی اجتماعی برابری فرصت‌ها عدالت توزیعی حق تعیین سرنوشت صلح و مدارا مسئولیت‌پذیری عمومی توسعه پایدار عدالت قضایی استقلال قوه قضائیه حقوق شهروندی آزادی بیان آزادی تشکل‌ها انتخابات آزاد نظارت مردمی مبارزه با فساد توزیع عادلانه ثروت امنیت اجتماعی برابری جنسیتی حمایت از اقلیت‌ها حقوق کار و کارگر رفاه عمومی آموزش برابر دسترسی عادلانه به خدمات حکمرانی عادلانه اخلاق سیاسی گفت‌وگوی اجتماعی انسجام ملی

🔴جنگِ قدرت و قدرتِ جنگ | روایت شکستن استخوان بشر...

🔴جنگِ قدرت و قدرتِ جنگ | روایت شکستن استخوان بشر...

ژوئن 23, 2025

نوشته ای دیگر از admin

0

Comments

جهان، میدان گمشده‌ای‌ست که در آن، عقل با چکمه نظامی له شده، و وجدان با پرچم‌های خونین به دار کشیده می‌شود.
جنگ، نه آغاز دارد و نه پایان، تنها نقاب عوض می‌کند؛ گاه به شکل موشکی در شب، گاه به شکل تحریمی در روز.
جنگ، نه در خاکریزها آغاز می‌شود و نه در مذاکرات پایان می‌یابد؛ از اعماق عقده‌های تاریخ و گرسنگی قدرت تغذیه می‌کند.
جنگ اخیر میان اسرائیل و ایران، صرفاً پرده جدیدی‌ست از تراژدی‌ای کهنه:
نمایشی خیمه‌شب‌بازی با نخ‌هایی از نفت، مذهب، و بازار تسلیحات،
که در آن، هر گلوله فقط یک بدن را نمی‌درد، بلکه هزاران رؤیا را در رحم مادران خفه می‌کند.
ما در دورانی زندگی می‌کنیم که "بمب" زبان سیاست شده، و "سکوت" اپوزیسیون‌ها پژواکی‌ست از بن‌بست‌های فکری‌شان.
احزاب، به‌جای آن‌که تبر افسانه جنگ را بشکنند، خود به سایه‌های بی‌رنگ این افسانه بدل شده‌اند.
نه چون خواهان جنگ‌اند، بلکه چون توان مخالفت مؤثر را از کف داده‌اند؛
آن‌ها صدای آن زنگی نیستند که باید پیش از فروریختن سقف انسانیت به صدا درآید.

جنگ، نام دیگر "بی‌کفایتی گفت‌وگو"ست.
وقتی دیالوگ می‌میرد، دیوار بالا می‌رود.
وقتی اپوزیسیون از حقیقتِ صلح خجالت می‌کشد، فاشیسم از حقیقتِ جنگ شرم نمی‌کند.
امروز، نه‌تنها دولت‌های جنگ‌طلب، بلکه اپوزیسیون‌های خواب‌زده، شریک جرم‌اند.
از اسرائیل تا ایران، از روسیه تا غزه، از سودان تا اوکراین،
صحنه‌ها پر از بازیگرانی‌ست که نقش “نجات انسان” را نمی‌پذیرند، چون بودجه‌اش تأمین نشده.
در سیاست امروز، صلح اسپانسر ندارد.
اما بمب، همیشه مشتری خود را پیدا می‌کند.
استعاره جنگ، همان دیوی‌ست که در آینه قدرت، صورت بشر را می‌بلعد.
قدرتی که خود را از شعله‌های خشونت تغذیه می‌کند، تنها ویرانی می‌زاید،
و جنگ، رحمِ این قدرت است: نوزادش همیشه مرده به دنیا می‌آید.
در این کارزار بی‌پایان، جای اپوزیسیون کجاست؟
چرا آنها که باید به خنثی‌سازی جنگ برخیزند، خود منفعل‌ترین تماشاگران شده‌اند؟
شاید چون در آینه رسانه، بیشتر به دنبال تصویر خویش‌اند تا تأثیر خویش.
شاید چون جرأت آن را ندارند که همزمان با چند اژدها بجنگند: استبداد، امپریالیسم، بنیادگرایی، و توهم قهرمانی.
در جهانی که قدرت، هنر کشتن با لبخند شده،
وظیفه اپوزیسیون، باید احیای شرافتِ ایستادن بدون اسلحه باشد.
نه آنکه فقط به قربانیانِ خودی بپردازند،
بلکه صدای وجدان جهانی باشند برای همه‌ی کسانی که خاکستر جنگ در شش‌هایشان مانده.
جنگ، نیایش بی‌خدایان قدرت است.
و هر که در برابر آن خاموش است، در محراب همین بی‌خدایی، زانو زده.

اگر روزی این جهان نجات یابد،
نه به مدد موشک‌های هوشمند، بلکه به صدای کسانی خواهد بود که
جرأت کردند در میانه تیر و تفنگ، آواز صلح سر دهند؛
بی‌آنکه خود را پیامبر بنامند.

نویسنده؛ کامران چاه تل (ترکیه)

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تماس با ما

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

تازه ترین ها

شناخت فروپاشی و زمینه‌های ظهور…

شناخت فروپاشی و زمینه‌های ظهور…

اگر تجربه فرانسه و ایران نشان می‌دهد که چگونه بی‌ثباتی می‌تواند به تمرکز اقتدار در دست یک فرد منجر شود، تجربه‌های دیگری در تاریخ معاصر وجود دارند که مسیر متفاوتی را نشان می‌دهند. این نمونه‌ها بیانگر آن هستند که فروپاشی و حرکت به‌سوی اقتدارگرایی، سرنوشت محتوم جوامع در بحران نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌ها، ظرفیت‌ها و توافق‌های سیاسی است.

از پلورالیسم تا بلوک‌بندی سیاس…

از پلورالیسم تا بلوک‌بندی سیاس…

چگونه می‌توان از پلورالیسم به بلوک‌بندی سیاسی و از بلوک‌بندی به ائتلافی سیاسی برای ایجاد آلترناتیو رسید، بدون آنکه تکثر نیروها به پراکندگی و ائتلاف به سلطهٔ یک جریان بر دیگران تبدیل شود؟ به باور من،...

از جنگ‌های ایران و یونان تا سی…

از جنگ‌های ایران و یونان تا سی…

  تاریخ، دشمن‌سازی تمدنی و خطر تقدیس جنگ نویسنده: حبیب بهره‌من تاریخ: ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶  تاریخ برای شناخت گذشته یا ساختن دشمن امروز؟ در سخنرانی مارکو روبیو، وزیر امور خارجهٔ ایالات متحده، در آتن در ۷...

جنبش جوراب‌های ساپورت وگرنه حز…

جنبش جوراب‌های ساپورت وگرنه حز…

  ثریا ندیم پور   با شعار ۵۰٪ قدرت و دستمزد برابر (Stödstrumporna) جنبش جوراب‌های ساپورت وگرنه حزب زنان جنبش فمنیستی در سوئد در دهه ۹۰ وارد فاز جدیدی از تاریخ‌اش شد. مسئله در قدرت بودن...