*بیانیه ملی-میهنی*
*حزب امید ایران*
*به نام ایران، به نام زندگی*
با نهایت اندوه، خبر جان باختن جاودان نام *تقی چنگلوایی*، هموطن دلسوز، کنشگر محیط زیست و فرزند شایسته بهبهان، که روز ششم تیرماه ۱۴۰۵ در جریان تلاش برای مهار آتشسوزی جنگلهای زاگرس در منطقه خائیز جان خود را فدای طبیعت ایران کرد، قلب هر ایرانی آزاده و هر دوستدار محیط زیست را به درد آورد.
او با عشق به زاگرس و احساس مسئولیت انسانی، با دستانی خالی و قلبی سرشار از مهر به طبیعت، به مصاف آتش رفت، آتشی که درختان کهنسال بلوط، زیستگاه جانوران و سرمایه نسلهای آینده را میبلعد. سرانجام خود نیز قربانی آتش جهل و جور مسئولینی بی لیاقت و چپاولگر چون محمد طلا مظلومی نماینده چپاولگر، بی کفایت و غیر مردمی بهبهان و سایر باندهای مافیایی شد که در حکومتی به نام جمهوری اسلامی ایران لانه کرده اند. حکومت اصحاب جور و جهل و فساد که طی ۴۷ سال سیاه، ایران عزیز را به سرزمینی سوخته تبدیل و فقر و گرسنگی را بر زندگی مردم و به ویژه طبقه متوسط و زحمت کشان آوار کرده است. حکومتی که بزرگترین زرادخانه ها را با اتلاف سرمایه های ملی ساخته ولی از تامین تجهیزات و امکانات لازم برای پیش گیری از آتش سوزی های مکرر، حداقل امکانات لازم را فراهم ننموده، پر نشان از دشمنی اش با مردم ایران است.
حزب امید ایران با تاسی از *یوسف بیگدلی*، کوهنورد منطقه خائیز که گفت، " *دیگر چیزی برای سوختن نمانده."*, بر این باور است که تا رژیم ایدئولوژیک و غارتگر جمهوری اسلامی، ایران و ایرانی را در گروگان دارد، هر روز زیستن برای مردم و کشور بدتر از دیروز خواهد شد.
با این حال، با بهره گیری از دانش تخصصی کمیته محیط زیست حزب، ما بر این باوریم که:
جنگلها تنها مجموعهای از درختان نیستند؛ آنها ریههای زمین، حافظان آب و خاک، پناهگاه هزاران گونه گیاهی و جانوری و ضامن تداوم زندگی انسان هستند. نابودی هر هکتار جنگل، تنها از میان رفتن چند درخت نیست، بلکه زخمی عمیق بر پیکر طبیعت، اقتصاد کشور، سلامت و آینده یک ملت است.
در میان همه رویشگاههای طبیعی ایران، جنگلهای زاگرس جایگاهی بیبدیل دارند. این میراث گرانبهای ملی که میلیونها هکتار از غرب و جنوب غرب کشور را در بر گرفته است، نقش اساسی در تأمین آب، جلوگیری از فرسایش خاک، تعدیل اقلیم، حفظ تنوع زیستی و امنیت زیستمحیطی ایران ایفا میکند. درختان بلوط زاگرس که بسیاری از آنها صدها سال عمر دارند، تنها سرمایه یک نسل نیستند، بلکه میراث مشترک همه ایرانیان و امانتی برای فرزندان این سرزمیناند.
با این همه، سالهاست که آتشسوزی های پیدرپی، در کنار خشکسالی، تغییرات اقلیمی و سوء مدیریت، زاگرس را به سوگ نشانده است. تلخ تر آنکه در کنار سوختن هزاران هکتار جنگل، بارها شاهد جان باختن انسانهای شریف و فداکاری بودهایم که به دلیل کمبود امکانات، نبود تجهیزات استاندارد، آموزش ناکافی و ضعف مدیریت بحران، جان خود را در راه پاسداری از طبیعت از دست دادهاند.
این ضایعه تنها داغ یک خانواده نیست؛ زخمی بر وجدان ملی و هشداری جدی نسبت به ضرورت بازنگری در سیاستهای حفاظت از منابع طبیعی کشور است. جامعهای که قهرمانان محیط زیست خود را از دست میدهد، باید از خود بپرسد که چرا هنوز پس از سالها تجربه تلخ، امکانات و سازوکارهای لازم برای پیشگیری و مهار مؤثر آتش سوزیهای جنگلی فراهم نشده است.
آتش سوزی جنگل زاگرس رخدادی ناگهانی و استثنایی نیست؛ بلکه حلقهای دیگر از زنجیره تلخ آتش سوزیهای مکرری است که طی سالهای گذشته جنگلهای زاگرس و دیگر رویشگاه های ارزشمند ایران را در کام خود فرو برده است. هر سال، با آغاز فصل گرما، بخشهای گستردهای از جنگلها و مراتع کشور طعمه آتش میشوند؛ آتشهایی که بخش قابل توجهی از آنها، اگر در همان ساعات نخست به درستی مدیریت شوند، قابل مهار هستند.
در سالهای گذشته، استانهای کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، فارس، چهارمحال و بختیاری، ایلام، کرمانشاه، لرستان و کردستان بارها شاهد آتش سوزیهای گسترده در جنگلهای زاگرس بودهاند. در بسیاری از این حوادث، هزاران هکتار از جنگلهای بلوط، مراتع، زیستگاههای حیات وحش و گونههای ارزشمند گیاهی و جانوری نابود شده و خسارتهایی جبرانناپذیر بر منابع طبیعی کشور وارد آمده است.
تلختر آنکه در سالهای اخیر، افزون بر نابودی جنگلها، شماری از نیروهای مردمی، فعالان محیط زیست و داوطلبان محلی نیز هنگام مشارکت در عملیات اطفای حریق جان خود را از دست داده یا دچار سوختگی و آسیبهای شدید شدهاند. این واقعیت نشان میدهد که هنوز فاصلهای چشمگیر میان سطح خطر این مأموریتها و امکانات، آموزش و تجهیزات در اختیار نیروهای عملیاتی وجود دارد.
با وجود تجربههای تلخ و هشدارهای مکرر کارشناسان، هنوز در بسیاری از مناطق زاگرس، سامانههای پایش و هشدار سریع، دیدهبانی مستمر، تجهیزات استاندارد اطفای حریق، بالگردهای تخصصی، امکانات پشتیبانی و آموزش نیروهای داوطلب محلی به اندازه کافی فراهم نشده است. در نتیجه، آتشهایی که میتوان در دقایق یا ساعات اولیه مهار کرد، به بحرانهایی گسترده تبدیل میشوند که مهار آنها روزها به طول میانجامد و خسارتهای انسانی و زیستمحیطی فراوان بر جای میگذارد.
بر اساس قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، حفاظت از محیط زیست وظیفهای عمومی است و دولت نیز مکلف است با برنامهریزی، پیشگیری، آموزش، تجهیز و اعمال مدیریت مؤثر، از منابع طبیعی و سرمایههای زیستمحیطی کشور پاسداری کند. همچنین قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع و قوانین مرتبط با مدیریت بحران، دستگاههای اجرایی را موظف میکند که برای پیشگیری، آمادگی، مقابله و کاهش خسارات ناشی از حوادث طبیعی و آتش سوزیها، امکانات و سازوکارهای لازم را فراهم آورند.
از اینرو، تاکید ما بر این است که دولت و نهاد های مربوطه، برنامهای جامع و دائمی برای حفاظت از جنگلها تدوین و اجرا کنند؛ برنامهای که بر پیشگیری استوار باشد، نه صرفاً واکنش پس از وقوع حادثه.
از نگاه *حزب امید ایران* ، مهمترین اقداماتی که باید در اولویت قرار گیرد عبارتاند از:
ایجاد سامانههای دائمی پایش و هشدار سریع آتشسوزی در جنگلهای زاگرس.
تجهیز کامل نیروهای اطفای حریق به وسایل استاندارد، ایمن و بهروز.
تأمین بالگردهای تخصصی و امکانات هوایی برای مهار آتش در مناطق صعبالعبور.
آموزش مستمر و سازماندهی نیروهای داوطلب محلی به عنوان بازوی پشتیبان نیروهای تخصصی.
بررسی دقیق و شفاف علل هر حادثه و انتشار نتایج آن برای افکار عمومی.
حمایت حقوقی، بیمهای و معیشتی از داوطلبانی که در راه حفاظت از منابع طبیعی جان خود را به خطر میاندازند.
حفاظت از جنگلها، تنها مسئولیت یک سازمان یا یک گروه از شهروندان نیست؛ این مسئولیتی ملی است که دولت، نهادهای عمومی و همه آحاد جامعه در قبال آن وظیفه دارند. هر درخت بلوطی که میسوزد، بخشی از تاریخ طبیعی ایران از میان میرود و هر انسانی که در راه نجات این میراث جان میبازد، زنگ خطری است که نباید در هیاهوی روزمرگی فراموش شود.
حزب بر این باور است که زنده یاد تقی چنگلوایی، هموطن فداکار بهبهانی، با ایثار جان خویش، عالیترین درس مسئولیت پذیری، میهن دوستی و عشق به طبیعت و نیز معنای واقعی تعهد به سرزمین را به نسل امروز و فردا آموخت.
از اینرو ما خواستار موارد زیر هستیم:
۱- شناسایی و جایگزین نمودن مسئولین ناکار آمد و نصب افراد شایسته در پست های مدیریتی.
۲- حمایت شایسته از خانواده آن هموطن فداکار.
زندهیاد تقی چنگلوایی، نان آور خانواده و پدر دو فرزند خردسال بود. از اینرو، بایسته است که سازمان محیط زیست با همکاری دستگاه های ذیربط، در اقدامی قدرشناسانه، مستمری ماهانه ای را به خانواده ایشان پرداخت نمایند تا بخشی از بار سنگین معیشت همسر و فرزندانش کاهش یابد.
همچنین امکانات لازم برای ادامه تحصیل، بیمه، حمایتهای رفاهی و آینده دو فرزند آن زندهیاد فراهم شود تا جامعه نشان دهد فداکاری برای ایران، بیپاسخ نخواهد ماند.
۳- از فرماندار و شورای شهرستان بهبهان انتظار می رود که حداقل با نام گذاری بوستان یا مرکزی آموزشی برای برگزاری آموزش و مناسبت های محیط زیستی، به نام زندهیاد تقی چنگلوایی، یاد و راه او را زنده نگه دارند.
۴- تدوین برنامه ملی حفاظت از جنگلهای زاگرس،
دولت باید با اختصاص بودجه کافی، بهرهگیری از فناوریهای نوین، ایجاد سامانههای پایش هوشمند، خرید تجهیزات استاندارد، تأمین بالگردهای تخصصی، آموزش نیروهای محلی و بهره جویی از ظرفیت سازمانهای مردمنهاد، برنامهای جامع برای پیشگیری و مهار آتشسوزی جنگلها تدوین و اجرا کند.
۵- حمایت قانونی از داوطلبان محیط زیست
ضروری است. مجلس و دولت جمهوری اسلامی، قوانین لازم را برای بیمه، حمایت مالی، آموزش تخصصی و تأمین تجهیزات ایمنی داوطلبان حفاظت از محیط زیست تصویب و اجرا کنند تا دیگر هیچ انسان فداکاری، تنها و بیدفاع، در برابر شعله های آتش قرار نگیرد.
در پایان، بار دیگر با قلبی آکنده از اندوه، به همسر وفادار و داغدار، فرزندان عزیز، خانواده بزرگ چنگلوایی، فعالان محیط زیست، مردم شریف بهبهان و همه دوستداران ایران تسلیت میگوییم.
تقی چنگلوایی اگرچه از میان ما رفت، اما درس بزرگی به تاریخ این سرزمین آموخت؛ اینکه عشق به ایران، تنها در سخن نیست، بلکه گاه در میان شعلههای آتش معنا مییابد.
یادش جاودان، راهش پررهرو .
*زاگرس، امانتی است در دست همه ما. آن را پاس بداریم و سر سبزتر و سر زنده تر به نسل های آتی* *بسپاریم*.
*کمیته محیط زیست حزب امید* *ایران*
۱۰ تیر ماه ۱۴۰۵


0 Comments