🔴جنگِ قدرت و قدرتِ جنگ | روایت شکستن استخوان بشر...

🔴جنگِ قدرت و قدرتِ جنگ | روایت شکستن استخوان بشر...

ژوئن 23, 2025

نوشته ای دیگر از admin

0

Comments

جهان، میدان گمشده‌ای‌ست که در آن، عقل با چکمه نظامی له شده، و وجدان با پرچم‌های خونین به دار کشیده می‌شود.
جنگ، نه آغاز دارد و نه پایان، تنها نقاب عوض می‌کند؛ گاه به شکل موشکی در شب، گاه به شکل تحریمی در روز.
جنگ، نه در خاکریزها آغاز می‌شود و نه در مذاکرات پایان می‌یابد؛ از اعماق عقده‌های تاریخ و گرسنگی قدرت تغذیه می‌کند.
جنگ اخیر میان اسرائیل و ایران، صرفاً پرده جدیدی‌ست از تراژدی‌ای کهنه:
نمایشی خیمه‌شب‌بازی با نخ‌هایی از نفت، مذهب، و بازار تسلیحات،
که در آن، هر گلوله فقط یک بدن را نمی‌درد، بلکه هزاران رؤیا را در رحم مادران خفه می‌کند.
ما در دورانی زندگی می‌کنیم که "بمب" زبان سیاست شده، و "سکوت" اپوزیسیون‌ها پژواکی‌ست از بن‌بست‌های فکری‌شان.
احزاب، به‌جای آن‌که تبر افسانه جنگ را بشکنند، خود به سایه‌های بی‌رنگ این افسانه بدل شده‌اند.
نه چون خواهان جنگ‌اند، بلکه چون توان مخالفت مؤثر را از کف داده‌اند؛
آن‌ها صدای آن زنگی نیستند که باید پیش از فروریختن سقف انسانیت به صدا درآید.

جنگ، نام دیگر "بی‌کفایتی گفت‌وگو"ست.
وقتی دیالوگ می‌میرد، دیوار بالا می‌رود.
وقتی اپوزیسیون از حقیقتِ صلح خجالت می‌کشد، فاشیسم از حقیقتِ جنگ شرم نمی‌کند.
امروز، نه‌تنها دولت‌های جنگ‌طلب، بلکه اپوزیسیون‌های خواب‌زده، شریک جرم‌اند.
از اسرائیل تا ایران، از روسیه تا غزه، از سودان تا اوکراین،
صحنه‌ها پر از بازیگرانی‌ست که نقش “نجات انسان” را نمی‌پذیرند، چون بودجه‌اش تأمین نشده.
در سیاست امروز، صلح اسپانسر ندارد.
اما بمب، همیشه مشتری خود را پیدا می‌کند.
استعاره جنگ، همان دیوی‌ست که در آینه قدرت، صورت بشر را می‌بلعد.
قدرتی که خود را از شعله‌های خشونت تغذیه می‌کند، تنها ویرانی می‌زاید،
و جنگ، رحمِ این قدرت است: نوزادش همیشه مرده به دنیا می‌آید.
در این کارزار بی‌پایان، جای اپوزیسیون کجاست؟
چرا آنها که باید به خنثی‌سازی جنگ برخیزند، خود منفعل‌ترین تماشاگران شده‌اند؟
شاید چون در آینه رسانه، بیشتر به دنبال تصویر خویش‌اند تا تأثیر خویش.
شاید چون جرأت آن را ندارند که همزمان با چند اژدها بجنگند: استبداد، امپریالیسم، بنیادگرایی، و توهم قهرمانی.
در جهانی که قدرت، هنر کشتن با لبخند شده،
وظیفه اپوزیسیون، باید احیای شرافتِ ایستادن بدون اسلحه باشد.
نه آنکه فقط به قربانیانِ خودی بپردازند،
بلکه صدای وجدان جهانی باشند برای همه‌ی کسانی که خاکستر جنگ در شش‌هایشان مانده.
جنگ، نیایش بی‌خدایان قدرت است.
و هر که در برابر آن خاموش است، در محراب همین بی‌خدایی، زانو زده.

اگر روزی این جهان نجات یابد،
نه به مدد موشک‌های هوشمند، بلکه به صدای کسانی خواهد بود که
جرأت کردند در میانه تیر و تفنگ، آواز صلح سر دهند؛
بی‌آنکه خود را پیامبر بنامند.

نویسنده؛ کامران چاه تل (ترکیه)

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تماس با ما

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

تازه ترین ها

شناخت فروپاشی و زمینه‌های ظهور…

شناخت فروپاشی و زمینه‌های ظهور…

اگر تجربه فرانسه و ایران نشان می‌دهد که چگونه بی‌ثباتی می‌تواند به تمرکز اقتدار در دست یک فرد منجر شود، تجربه‌های دیگری در تاریخ معاصر وجود دارند که مسیر متفاوتی را نشان می‌دهند. این نمونه‌ها بیانگر آن هستند که فروپاشی و حرکت به‌سوی اقتدارگرایی، سرنوشت محتوم جوامع در بحران نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌ها، ظرفیت‌ها و توافق‌های سیاسی است.

فراخوان فوری برای نجات جان جوا…

فراخوان فوری برای نجات جان جوا…

بیانیه‌ی «حزب امید ایران»

فراخوان فوری برای نجات جان جوانان بازداشت‌شده‌ی اصفهان و برادران نیکبخت از اعدام

از نیروهای چپ، ملی‌گرا، نیروهای قومی و مذهبی، سازمان‌های حقوق بشری، فعالان مدنی، مشروطه‌خواهان و شخصیت‌های مستقل انتظار داریم اختلافات سیاسی خود را کنار بگذارند و با یک صدا خواهان توقف اعدام شوند.

قانون علیه مادر!

قانون علیه مادر!

قاون علیه مادر ! به ظاهر خیلی قشنگ است حضانت به مادر داده می‌شود و این تمام قصه نیست . در اکثر مواقع مادر با وجود مشکلات مادی بخاطر حضانت مهریه خود را می بخشید . قاضی مبلغ بسیار ناچیزی را برای...