
حزب امید ایران
به نام ایران و آزادی
بیانیه حزب امید ایران
«اصلاحطلبی؛ بنبست ساختاری و ضرورت گذار کامل از جمهوری اسلامی»
از زمان استقرار جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷، بسیاری از چهرههایی که بعدها با عنوان «اصلاحطلب» شناخته شدند، از بنیانگذاران، مدیران و مسئولان ارشد همین نظام بودند و در شکلگیری و تثبیت ساختار سیاسی آن نقشی اساسی ایفا کردند.
نزدیک به پنج دهه، نهتنها وعدههای اصلاحطلبان دربارهی گسترش آزادیهای سیاسی و اجتماعی تحقق نیافت، بلکه در دورههایی که این جریان دولت و مجلس را در اختیار داشت نیز روند محدود شدن آزادیها، گسترش فساد ساختاری، غارت منابع ملی، سرکوب داخلی و سیاستهای امنیتی و منطقهای ادامه یافت.
نماد روشن این ناکامی، سخن مشهور سیدمحمد خاتمی است که بعدها اذعان کرد: «رئیسجمهور بیش از یک تدارکاتچی نبوده است.» این اعتراف، خود بیانگر محدودیتهای ساختاری قدرت در جمهوری اسلامی و ناتوانی رئیسجمهور در ایجاد اصلاحات بنیادین است. از این رو، پرسش اساسی از «اصلاحطلبان»، «تحولخواهان» و «روزنهگشایان» این است که با وجود قانون اساسی موجود، ولایت فقیه، نظارت استصوابی شورای نگهبان، ساختارهای موازی قدرت، شبکههای ریشهدار فساد و فضای گسترده سرکوب و اعدام، با چه ابزار حقوقی، سیاسی یا اجتماعی میتوان حتی کوچکترین اصلاحات مؤثر را در چارچوب این نظام پیش برد؟
تجربهی نزدیک به پنج دهه نشان داده است که جریان اصلاحطلبی نهتنها در تحقق وعدههای خود ناکام مانده، بلکه بهتدریج از بسیاری از مطالبات اولیه نیز عقبنشینی کرده و در عمل، بیش از آنکه در پی تحول ساختاری باشد، به حفظ سهم خود در قدرت و بقای نظام نزدیک شده است.
سکوت یا همراهی بخشهایی از جریان اصلاحطلب در برابر سرکوبهای گسترده، اعدامها و نقض حقوق بشر، موجب شد که بخش بزرگی از جامعهی ایران در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ با شعار «اصلاحطلب، اصولگرا؛ دیگه تمومه ماجرا» پایان اعتبار سیاسی هر دو جناح حاکم را اعلام کند. این شعار، بازتاب این برداشت عمومی بود که اختلاف میان این دو جناح، بیش از آنکه بر سر منافع ملی و حقوق مردم باشد، بر سر شیوهی اداره و تقسیم قدرت در درون نظام است.
امروز نیز که جمهوری اسلامی در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است، بخشی از اصلاحطلبان داخل با هماهنگی و همآوازی برخی کنشگران سیاسی خارجنشین، با طرح مفاهیمی همچون «تحولخواهی پسامنازعه»، «امنیت جامعهمحور»، «تحولگرایی»، «تعامل و تقابل» و نیز «صدای سوم» که آن را تغییر و تحولات «مولکولی» نام گذاشتهاند، همچنان فریبکارانه بر حفظ ساختار موجود تأکید دارند؛ رویکردی که با سخن مشهور سیدمحمد خاتمی مبنی بر اینکه «اصلاحات برای حفظ نظام است، نه براندازی آن» همخوانی دارد.
حزب امید ایران بر این باور است که در شرایط کنونی، تنها یک ائتلاف گسترده از نیروهای جمهوریخواه، دموکرات، ملی و سکولار، همراه با کنشگران مدنی، فعالان صنفی، سندیکاهای کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، شخصیتهای خوشنام سیاسی و سایر اقشار جامعه که معتقد به سرنگونی جمهوری تبهکار اسلامی هستند، میتواند زمینهساز گذار به نظامی مردمسالار مبتنی بر حاکمیت قانون، اعلامیه جهانی حقوق بشر، تفکیک قوا، پاسخگویی نهادهای قدرت، حفظ تمامیت ارضی ایران و تأمین حقوق برابر همه شهروندان باشد.
از دیدگاه حزب امید ایران، دلبستن به اصلاحطلبی (حتی با نامهای تازه و اغواگرانه مذکور) و نیز امید بستن به سلطنتطلبی فردمحور یا مداخله سیاسی و نظامی قدرتهای خارجی، انحراف از آرمانهای ملی و دموکراتیک مردم ایران و تداوم چرخهی شکستهای تاریخی است.
تنها با ائتلاف نیروهای آزادیخواه، پایبندی به مبارزات مدنی و تکیه بر اراده مردم میتوان آیندهای آزاد، دموکراتیک، عادلانه و مبتنی بر کرامت انسانی برای ایران رقم زد.
با احترام
حزب امید ایران
مرداد ماه ۱۴۰۵





0 Comments