به نام ایران و آزادی
«بیانیهی «حزب امید ایران
در همدردی با مردم جنوب کشور
وقتی صدای انفجارها به آسمان میرسد و موشکها بر جان و آیندهی مردم ایران فرود میآیند، سکوت خیانت است. «حزب امید ایران» جنگ را محکوم میکند، حال با هر نام، با هر توجیه و با هر ادعایی که برایش بتراشند.
امروز هممیهنان جنوبی ما، در گرمای بالای پنجاه درجه سانتیگراد، بیبرق و بیآب، صبح را به شب و شب را به صبح میرسانند. مادران در صفهای طولانی نان، نگران سفرهی خالی فرزندانشان اند. بیمارانی که بیمارستانشان ویران شده، دارویی نمییابند. صیادانی که قایق و لنج خود را از دست داده اند، بدون رزق و روزی مانده اند. پلها و جادههایی که با دسترنج نسلهای پیش ساخته شده بودند، فرو ریخته و کارگرانی که کارخانههایشان در آتش سوخت، بیکار و بیدرآمد ماندهاند. هزاران خانواده، هر کدام اقلا یک عزیزی را از دست دادهاند. اکثر جانباختگان این جنگ، مردم عادی و غیرنظامی بودند؛ مردمی که هیچ نقشی در تصمیمهای این رژیم نداشتند اما تاوانش را با جان و زندگیشان پرداختند. حقوق غیرنظامیان در زمان جنگ، که تمام قوانین بینالمللی بر اهمیت آن تاکید دارند، در این جنگ زیر پا له شد. سرمایههای سوختهی این کشور، از پارس جنوبی تا صدها مرکز درمانی که دارایی ملت ایران بودند، نه رژیم، نابود شدند.
محکومیت این جنگ زمانی بطور کامل آشکار می شود که به اقدامات هر دو سوی آن جنگ علیه مردم بی دفاع یک کشور نظری بیندازیم. در یک سو رژیم تبهکار جمهوری اسلامی است که طی چهل و هفت سال گذشته، با ماجراجوییهای منطقهای، حمایت از گروههای نیابتی و برنامههای هستهای و موشکی، کشور را گامبهگام به لبهی این پرتگاه راند؛ همان رژیمی که در دیماه ۱۴۰۴ پاسخ قیام مردم را با گلوله داد و بزرگترین قتلعام مردمی تاریخ معاصر ایران را رقم زد. در سوی دیگر، آمریکا و اسرائیل هستند که با بمباران شهرها، زیرساختها و مراکز درمانی، جان و مال غیرنظامیان را هدف گرفتند و قوانین بینالمللی را زیر پا گذاشتند. مردم ایران قربانی هر دو سو هستند: قربانی رژیمی که سرکوبشان کرد و جنگ را زمینهسازی نمود و قربانی جنگافروزانی که بر سرشان بمب ریختند.
در این میان، صفبندی نیروهای سیاسی نیز آشکارتر از همیشه است. آنان که دیروز آرزوی جنگ برای «آزادی» و «دموکراسی» میکردند، امروز خاموشند تا مسئولیت اخلاقی خود را در این ویرانی پنهان کنند. «حزب امید ایران» با صراحت اعلام میکند: آزادی و دموکراسی با بمب و موشک بیگانه به دست نمیآید؛ تاریخ خاورمیانه این درس را بارها و به بهای خون آموخته است. آنان که با «روزنهگشایی»، «فشار از پایین و چانهزنی از بالا» و ترویج توهم اصلاحپذیری، چهار دهه امکان سرنگونی را از مردم گرفتند، اکنون در شیپور ملیگرایی میدمند تا پیوند وجودی خود با ادامهی حیات این رژیم ضدایرانی را پنهان سازند. ملت ایران این فرصتطلبی تاریخی را نه فراموش میکند و نه میبخشد.
اتحادیهی اروپا نیز در این جنگ کارنامهی صادقانهای بر جای نگذاشت. سکوت در برابر حملات آمریکا و اسرائیل و در همان حال محکوم کردن حملات تلافیجویانهی جمهوریاسلامی، عملا ایستادن در کنار یک طرف جنگ است. از اتحادیهای که خود را پاسدار حقوق بشر و حقوق بینالملل مینامد، انتظار میرود از این سیاست دوگانه دست بردارد و بیطرفانه خواستار پایان جنگ و حفاظت از جان و مال غیرنظامیان شود.
«حزب امید ایران» واقعبینانه بیان میکند: که گرچه نه در توان ما بود که از فرود موشکها بر خانه و زندگی مردم جلوگیری کنیم و نه امروز در جایگاه تحمیل صلح یا آتشبس به این جنگطلبان هستیم، اما ناتوانی دیروز و امروز ما، سرنوشت فردای ما نخواهد بود. آیندهی ایران در نهایت به دست خود مردم ایران رقم خواهد خورد و این رژیم سرنگون خواهد شد؛ راهی که به تبعیت از مردم ایران، «حزب امید ایران» نیز در آن قدم بر میدارد و راهکار چنین دستاوردی روشن است: نخست، اتکا به خود و باور به این حقیقت که ایران متعلق به همهی ماست و صاحبان اصلی آن ماییم، نه رژیم و نه قدرتهای خارجی. دوم، پیوستن به یکدیگر؛ زیرا تا به هم نپیوندیم، نه تواناییهایمان را خواهیم شناخت و نه ارادهی جمعیمان را به نمایش خواهیم گذاشت. سوم، سازماندهی این ارادهی جمعی در تشکلها و نهادهای مردمی و دموکراتیک؛ چرا که تجربهی صد سال مبارزه نشان داده است که جنبش بدون سازماندهی، هرچقدر هم پرشور، به سرانجام نمیرسد. برای زندگی بهتر و انسانی، برای آیندهای روشنتر برای خود و فرزندانمان، باید این نظام تبهکار را سرنگون کرد. برای سرنگونی، به هم بپیوندیم.
زنده باد آزادی، پاینده ایران
«حزب امید ایران»
تیر ۱۴۰۵



0 Comments