بیانیه‌ی «حزب امید ایران» بمناسبت: چهار سال پس از مهسا؛...

بیانیه‌ی «حزب امید ایران» بمناسبت: چهار سال پس از مهسا؛...

سپتامبر 15, 2026

نوشته ای دیگر از Omid Iran

0

Comments

به نام ایران و آزادی

بیانیه‌ی «حزب امید ایران» بمناسبت:

چهار سال پس از مهسا؛ زن، زندگی، آزادی، جنبشی که به حجاب محدود نماند

چهار سال از مرگ مهسا (ژینا) امینی می‌گذرد؛ دختر جوانی که بازداشت او به‌دلیل حجاب و مرگش در پی آن، زخمی را در جامعه ایران گشود که سال‌ها زیر پوست این سرزمین پنهان شده بود.

مهسا اما تنها نبود؛ نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیل‌زاده و حدیث نجفی، از میان صدها جان‌باخته‌ی همان روزها، تنها چند نام آشناترند: دخترانی که با آگاهی در برابر این حکومت ایستادند و جان باختند.

تبعیض علیه زنان البته با جمهوری اسلامی آغاز نشد. در طول قرن‌ها، جامعه ایران، همچون بسیاری از جوامع دیگر، از سنت‌ها و مناسبات مردسالارانه رنج برده و زنان در بسیاری از عرصه‌ها از حقوقی برابر با مردان برخوردار نبوده‌اند. اما جمهوری اسلامی این نابرابری تاریخی را نه‌تنها اصلاح نکرد، بلکه بخشی از آن را به قانون، سیاست رسمی و ابزار اعمال قدرت حکومتی تبدیل کرد؛ حجاب اجباری تنها یکی از آشکارترین نمودهای این سیاست بود.

سپس مهسا آمد. مرگ آن دختر جوان چنان تکان‌دهنده بود که مسئله‌ای که حکومت می‌خواست آن را به چند تار مو و یک روسری تقلیل دهد، ناگهان به پرسشی بسیار بزرگ‌تر تبدیل شد: چه کسی حق دارد درباره زندگی انسان تصمیم بگیرد؟

از دل همین پرسش بود که سه کلمه برخاست: زن، زندگی، آزادی. «زن» تنها اشاره به زنان نداشت؛ نماد مبارزه با تحقیر انسان بود. «زندگی» اعتراض به حکومتی بود که در بسیاری از خصوصی‌ترین عرصه‌های زندگی مردم دخالت می‌کرد. «آزادی» خواسته‌ای بود که زنان و مردان، جوانان، دانشجویان و کارگران خود را در آن باز می‌شناختند.

به همین دلیل، اعتراض به حجاب اجباری خیلی زود از مسئله حجاب فراتر رفت. مردان در کنار زنان ایستادند، زیرا دریافتند آزادی زن از آزادی مرد جدا نیست. جوانان به خیابان آمدند، زیرا آینده خود را مطالبه می‌کردند. اقشار گوناگون جامعه به حرکت پیوستند، زیرا هر کدام بخشی از رنج خود را در فریاد دیگری می‌دیدند.

چهار سال گذشته است. جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست، اما چیزی در جامعه ما تغییر کرده که به این آسانی بازنمی‌گردد: بخش بزرگی از زنان ایرانی دیگر حق انتخاب پوشش و سبک زندگی خود را امتیازی نمی‌دانند که حکومت اعطا یا سلب کند، بلکه حقی می‌دانند که از آن خودشان است. حجاب اجباری در عمل به حجاب اختیاری میدان داده و روحانیت حکومتی حرمت پیشین خود را در چشم مردم از دست داده، تا آنجا که عمامه‌پرانی نشانه‌ی افول این جایگاه شده است. این را می‌توان آغاز یک رنسانس ایرانی نامید.

اما این دستاورد امروز در خطری تازه است. حکومت، به‌ویژه پس از جنگ اخیر، می‌کوشد اقتدار از دست‌رفته‌ی خود بر زندگی مردم را بازپس گیرد. ابلاغ رسمی «قانون عفاف و حجاب» متوقف مانده است، اما همچنان و به بهانه‌ی همین قانون، فشار خیابانی، پیامک‌های تهدیدآمیز، پرونده‌سازی قضایی و پلمب کسب‌وکارها در استان‌های گوناگون کشور ادامه دارد. تندروهای مجلس بر ابلاغ این قانون پافشاری می‌کنند و نیروهای ذوب‌شده در رهبری، در همایش‌ها و تریبون‌های خود، بار دیگر «بی‌حجابی» را هدف گرفته‌اند. این تلاش‌ها نشان می‌دهد که میراث زن، زندگی، آزادی هنوز به‌طور کامل تثبیت نشده و نیازمند هوشیاری و دفاع مستمر است.

زن، زندگی، آزادی» اگر بخواهد میراثی ماندگار باشد، باید از یک خاطره یا شعار فراتر رود: آزادی زن بدون برابری در برابر قانون کامل نیست. آزادی سیاسی بدون آزادی اندیشه و بیان کامل نیست. آزادی بدون استقلال دستگاه قضایی، انتخابات آزاد، حق تشکل و تجمع، همچنین مصونیت انسان در برابر قدرت حکومت پایدار نمی‌ماند.

بزرگ‌ترین خطری که امروز این میراث را تهدید می‌کند، فراموشی است: اینکه فراموش کنیم چرا آن دختر جوان بازداشت شد؛ فراموش کنیم جوانانی که به خیابان آمدند چه می‌خواستند؛ و اجازه دهیم اختلافات سیاسی و رقابت‌های شخصی، آن خواسته ساده و بنیادی را از یادمان ببرد: مردم ایران حق دارند آزاد و برابر زندگی کنند.

چهارمین سالگرد مهسا تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که به‌جای سوگواری صرف، فرصتی برای تجدید یک تعهد باشد: هیچ زنی به دلیل پوشش خود تحقیر، بازداشت یا مجازات نشود؛ هیچ انسانی به خاطر عقیده و اعتراض مسالمت‌آمیزش از آزادی محروم نگردد؛ و هیچ حکومتی نتواند اراده خود را بالاتر از حقوق و کرامت شهروندان قرار دهد.

حزب امید ایران برای دستیابی به جامعه‌ای دموکراتیک و لائیک مبارزه می‌کند که در آن، به‌جای قوانین قرون وسطایی مذهبی، شعور و درایت متخصصان امروزی در وضع قوانین اجتماعی دخالت داشته باشد. حزب امید ایران بر این باور است که زنان این سرزمین، همان نوادگان آتوسا و بی‌بی مریم بختیاری، شایستگی داشتن حقوق برابر با یکدیگر را دارند؛ و امیدواری‌اش برای دستیابی به این حقوق، گزافه‌گویی نیست، بلکه واقعیتی ملموس است.

مهسا امینی نمی‌دانست نامش روزی در سراسر جهان شنیده خواهد شد. او برای تبدیل شدن به نماد از خانه بیرون نیامده بود؛ او فقط می‌خواست در سایه قوانینی انسانی و بدون تبعیض زندگی کند. شاید دقیقا به همین دلیل است که نام او چنین معنای بزرگی پیدا کرد.

«زن، زندگی، آزادی»، سه کلمه‌ای که از یک تراژدی برخاستند، اما معنای نهایی‌شان مرگ نیست. معنای آنها حق زندگی است: زندگی با کرامت، زندگی با برابری، زندگی در آزادی.

زنده باد آزادی، پاینده ایران

«حزب امید ایران»

شهریور ۱۴۰۵

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تماس با ما

0 Comments

0 Comments

تازه ترین ها

شناخت فروپاشی و زمینه‌های ظهور…

شناخت فروپاشی و زمینه‌های ظهور…

اگر تجربه فرانسه و ایران نشان می‌دهد که چگونه بی‌ثباتی می‌تواند به تمرکز اقتدار در دست یک فرد منجر شود، تجربه‌های دیگری در تاریخ معاصر وجود دارند که مسیر متفاوتی را نشان می‌دهند. این نمونه‌ها بیانگر آن هستند که فروپاشی و حرکت به‌سوی اقتدارگرایی، سرنوشت محتوم جوامع در بحران نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌ها، ظرفیت‌ها و توافق‌های سیاسی است.

ایران در چهار راه بلاتکلیفی…

ایران در چهار راه بلاتکلیفی داود احمدلو ما به عنوان مدعیان انسانیت و ایرانیت و برای مبارزه در راه ایجاد یک جامعه برابر حقوقی(سوسیالیسم ) که دمکراسی هم بتواند حرف خود را بزند، نمی توانیم فقط با دادن...

آمریکا، نفت و جنگ در خاورمیانه…

- تمایل ایالات متحده به حمایت از حکومت‌های استبدادی به‌وضوح در کودتای ۱۹۵۳ علیه محمد مصدق، نخست‌وزیر منتخب ایران، دیده شد؛ زمانی که سازمان سیا کودتا را طراحی کرد و محمدرضا شاه پهلوی را به قدرت...